زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

پیش درآمد:آهنگی که  گرامافون ِ بلاگ می خواند!

 

پیش گفتار:الف. متن پیوسته است.شماره ها را نخوانید لطفا.

              ب.اگر مدیا پلیر وبلاگ را نمی بینید و آهنگش قابل کنترل نیست بگویید لطفا!

 

1.هرسال که  جلوتر می رم شور و هیجان عید و بهار و سال نو بیش تر فروکش می کنه.

٢. چند ساله که  من ایستادم و عید از کنارم رد شده و نگاهی بهم نکردیم چه رسد

٣.به ادراک. تعطیلات رویایی نوروز برام تغییر کاربری داده:فرصتی برای جلو افتادن از رقبای

۴. کنکور ،فرصتی برای نوشتن تمرین ها و پروژه ها ،فرصتی برای کوفت و درد...دیگه مثل

۵. بچگیا موقع ترکیدن توپی که حالا افکت صوتیه دلشوره ندارم.اینا علائم بیماری آدم

۶.بزرگاست که به قول شازده کوچولو "واقعا عجیبند".امسال بهار و رسوم باستانی و

٧. زیباییشو در آغوش می گیرم.شاید از پس امسال ، سال دگری نباشد.نوروزتان پیروز!

+ به تاريخ یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٧در ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()

پیش درآمد:در اتاق من

               که به اندازه ی یک تنهاییست

               دل من

               که به اندازه ی یک عشق است

               به بهانه های ساده ی خوشبختی خود می نگرد

               به زوال زیبای گل ها در گلدان

               و به آواز قناری ها

               که به اندازه ی یک پنجره می خوانند

                                                                                             فروغ  فرخزاد

نظر دادن در مورد" میلیونر زاغه نشین"Slumdog millionaire"  شده عینهو بازی وبلاگی!هر جا سر می زنی در موردش نوشتن.منم  چون قبلا دستم با آتش سوخته گفتم کم نیارم(رسمی نوشتم که مجلات معتبر سینما زحمت تغییرشو نکشن):

 کلیات فیلم خوب بود دستشان درد نکند.البته  "با اینا خستگیمو در می کنم" حق دارند که می گویند "بالیوود  ِ اصلاح شده" بر وزن  "بذر اصلاح شده"  بود چرا که اگر این گونه نبود و هپی اند نمی شد و تهش آن حرکات موزون را انجام نمی دادند ، حاشا اگر یک هندی این فیلم را می دید.چرا که هندی جماعت است و این صوبتا!

 کرم ریزی های معمول  ِهالیوود در مورد اسلام هم به طرز فجیعی مشهود بود!میان این همه مذهب و جنگ هفتاد و دو ملت ِ هند دست گذاشته بود روی اسلام! سلیم ِ دائم الخمر ِ زناکار ِ قاتل ِ پدر سوخته که مبتکر فنون دزدی و دودره بود ، سر سجاده عابد و زاهد و مسلمانا می شد، به طرز پیروزمندانه ای حس نفرت را در تماشاچی  بر می انگیخت و آخرش خسرالدنیا و احتمالا  الاخره شد.جمال که کاری به کار دین نداشت مذهبش لاتیکا خانوم بود ، همه کشته مرده اش بودند  و عاقبت به خیر شد چرا که معتقد بود اگر راما و الله نبود مادرش نمی مرد.

الهی من بگردم این آمریکایی های مهربان را که وقتی بچه هپلی های هندی ماشینشان را اوراق کردند جای انتقام جویی بچه هپلی دیگر را بغل نموده ،بوسیده ، چلانده و در پایان به وی  پول هم دادند!آخ که چقدر عاطفه سرشان می شود.

اصلا این مردمان موبور  ‌‌‌‌‌‌‌ِ چشم آبی دلشان غنج می رود وقتی  ملل کشور های کهن را به رنگ و عطر قهوه ای  و غرق در فقر و مرض و مگس هایی در سایز قلوه سنگ می بینند.این وسط کارگردان های وطنی علی الخصوص مجید جان دلبندم حسابی از این حس انسان دوستانه سواری می گیرند و انواع جوایز بلوری و طلایی و نقره ای را به قیمت بردن آبروی ما درو می کنند.

همه چیز را ول کنید و این زیرنویس مکش مرگ منش را بچسبید. هم زمان با این ملودرام از یک کمدی در زیر فیلم هم محظوظ شدیم! همه جا  slumdog را سگ اسلام ترجمه کرده بود بر وزن صدر اسلام. هرجا دیده بود سخت است قیدش را زده بود و ضمایر را به صورت رندم در جملات توزیع کرده بود چنانکه بعضا داستان عوض می شد...

 

پانویس:بحث اسکار شد یاد جشنواره خودمون افتادم.سابقا این واقعه برای من در حد و اندازه های جشن تولدم مهم بود و یه پست هم در سودای بلیطش رفتم.در سنوات اخیر از بس فیلم گند دیدم  سر خورده شدم . امسال حتی یه تکون مختصر هم به خودم ندادم ولی جشنواره که بدون من تموم نشد!فکر کنم آخرین سانس 22 بهمن بود که با دعوت یه دوست ِ بلیط مند رفتم سوپر استار ِ آبجی میلانی رو دیدم.جا داره بگم بسیار ننر بود. دهنم از اون موقع کج مونده و همه فکر می کنن سکته ای چیزی زدم.

+ به تاريخ شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٧در ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()

پیش درآمد:

آمد بهار جانان، ای نره خر به رقص آآآآآ

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن    تو برو پیک شادی حل بکن ای بچه خفن

گر نکوبی کله ی خود را به سنگ، هفت رنگش می شود هفتاد رنگ

بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد     از آنکه خواهر دمی کنار ما نباشد

ای بهار ِ همچنان تا جاودان در راه ،همچنان تا جاودان سهمیه ی بنزینت را بروم من!

 

من برای ثبت نامم به عنوان "ماست ترین موجود زنده ی جهان" تو  کتاب گینس اقدام کردم و به زودی لینک  شیرینی شو اینجا می ذارم که دانلود کنید.خب دیگه برم خوابم می آد...خمیازه

زیرنویس الف: عزیزانی  که این روزها مصرانه  مشغول خرید عیدند را نمی فهمم.بخصوص آنهایی که از متروی مخصوص ما ستمدیدگان استفاده می کنند.بخصوص آنهایی که ندرتا حمام می روندسبز

زیرنویس ب:118 یعنی ununoctium  و کلش یعنی عنصر شماره صد و هجده جدول ممدعلیف...لطفا مجددا شماره گیری نفرماییدمشغول تلفن

 

+ به تاريخ دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧در ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()