زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

پیش درآمد:قحط نان، قحط همت آورد؛ و چون قحط نخست، افزون شود، قحط غیرت، مزید باشد.                                                         احمد بن فخر مقامی، تاریخ الجنه

یه خانومی میاد خونمونو تمیز می کنه به نام  ِ زیبا جون.گذشته از پارادوکس اسمش خصوصیات جالبی  داره:چیدمان خونه رو به میلش تغییر می ده ،حرفای خصوصیِ مارو شن.ود می کنه و گاهی  نظر هم می ده  ،ساعت کاری دقیقی برای خودش تعریف کرده که وحی منزله و...البته من به اینا عادت کرده بودم تا این که امروز فجر آفرید:

خسته و لهیده و نزار رسیدم  خونه و رفتم سریخچال سد  ِ جوع کنم.مشغول تمیز کردن فرشا بود.سرشو بلند کرد یه نگاه به من انداخت.به مامان  گفت:یه فرچه ی دیگه نداری بدی به این(منو می گفت) پایین فرشو بکشه؟تا شب تموم نمی شه ها!!من ساعت ٧ باید برما.

از بس دستورش قاطعانه بود فورا رفتم تو کابینت دستشویی دنبال فرچه گشتم. تو راه ِ برگشت دوزاریم افتاد که اگه قراره من فرچه بکشم پس فلسفه ی وچود اون تو خونه ی ما چیه!؟

زیباجون با دو کلاس سواد  کل خانواده رو سر  کار می ذاره، درآمدشم  اندازه ی یه مهندس ِپنج سال سابقه کاره.پیدا کنید پرتقال فروشی را که منو توجیه کنه که با چه امیدی این درسای فجیعو پاس کنم؟

+ به تاريخ پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸در ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()

پیش درآمد:

نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت
به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید                               هوشنگ ابتهاج

لابد انتظار دارید من بعد همه وقت بیام بگم کجا بودم و سفرنامه بنویسم و از حال و هوای عید بگم؟نخیر!اون وقتا جوون بودم و حال و حوصله داشتم ولی اکنون اون ناحیه رو لولو برد.درثانی الان اگه بخوام سفرنامه بنویسم انگشتام تاول می زنه.حالا خدارو چه دیدین؟احتمالا موقع میان ترما که دلم می خواد هرکاری انجام بدم ولی درس نخونم ،بیام سفرنامه بنویسم بهتر از ناصر خسرو!

عجالتا می خواستم بگم  تشریف ببرین به این سایت که دو تا خاصیت عمده داره:

١-اگر آدمی هستین که کلنگ مفت به قبر جدتون هم نمی زنید:این سایت در قالب یک بازی زبان انگلیسی شما رو ارتقا می ده.

٢-اگر آدم مهربون و رقیق القبی هستین و دوست دارید خیرتون به دیگران برسه:این سایت در قالب یک بازی گرسنه های دنیا رو سیر می کنه.

توضیح بیشتر اینکه وابسته به برنامه ی غذایی جهانی سازمان ملله و با هر پاسخ درست شما ده دانه برنج رو به فقرا اختصاص می ده.

مواظب باشید فقرا اضافه وزن نگیرنچشمک

http://www.freerice.com

 

+ به تاريخ چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸۸در ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()

پیش درآمد:

ای کاش این‌جا بودی، نازنین
ای کاش، این‌جا بودی.
نشسته‌بودی روی مبل و
من کنارت،
می‌شد دستمال، مال تو باشد و
اشک، مال من و صورت خیس.
بله، ممکن بود،
حتما جور دیگری هم می‌شد.
ای کاش این‌جا بودی، نازنین
ای کاش این‌جا بودی.
ای کاش نجوم بلد نبودم و
نمی‌دانستم ستاره‌ها کی ظاهر می‌شوند
کی ماه، سطح آب را لمس می کند
آن آه کشیدن و غلت خوردن را وقت چرت زدنش.
ای کاش هنوز یک ربع بیش‌تر نبود
که شماره‌ات را گرفته‌بودم.
غروب است، آفتاب سرجایش می‌نشیند.
پسرها داد و قال می‌کنند، مرغان دریایی شیون می‌کشند،
فراموشی چه امتیازی دارد
وقتی مرگ به دنبالش می‌آید؟

جوزف برادسکی

شب تا صبح سینمای مجانی.کابوس آدم هایی که آمدند و ماندند و رفتند و وقت رفتنشان است.اگرچه اطرافم شلوغ است، اما من ِ درون من، الی الابد محکوم به تنهایی است.

+ به تاريخ جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸در ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()