زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

پيش درآمد:  كوكب بخت مرا هيچ منجم نشناخت

                                       يارب از مادر گيتي به چه طالع زادم

 

هيچي به اين اندازه حرص آدمو در نمي آره:همه جوره  براي بهتر كردن وضعيتت بدوي ولي آخرش انگار رو تردميل دويدي... اگه از دويدن خسته بشي مي افتي و حتي عقب تر هم مي ري!

كي بود به من مي گفت دم دمي مزاج؟چقدر بايد تلاش كرد تا قدر يه اپسيلون شرايط عوض بشه؟چقدر بايد دويد تا بهت نگن دم دمي مزاج؟

دست به هر كاري مي زنم به بن بست مي خوره.هميشه ي خدا كه اشتباه از من نيست!اگر هم هست باشه:من بداخترم!!!اينو مي گم كه هم خودمو راحت شم هم ديگران...

لطفا از من هيچ انتظاري نداشته باشيد!
+ به تاريخ دوشنبه ٥ آذر ۱۳۸٦در ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()