زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

می خوام برم کوه، شکار آهو

تفنگ من کو لیلی جان، تفنگ من کو

بالای بومی،کفتر پرونی

شستت بنازم لیلی جان،خوب می پرونی

روی چو ماهت، تیر نگاهت

برده دل از من لیلی جان،چشم سیاهت

بالای پشتی،عاشق رو کشتی

با خون عاشق لیلی جان نامه نوشتی

هر دم بگردم دره به دره

مانند آهو لیلی جان،گم کرده گله

 

بعد نوشت:ما رفتیم کوه!خیلی هم خوش  گذشت شکر خدا!به نظر من تیم ،تیم خوب و یه دستی بود و من به خاطر همه ی این خوبی ها ممنونم.امیدوارم به اونا هم مثل من  و بیش از من خوش گذشته باشه!چون تو بلاگم عکس نمی ذارم از فیض دیدنمون محرومید.

 

 

+ به تاريخ جمعه ٢٩ آذر ۱۳۸٧در ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()