زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

پس درآمد:در ایام الله امتحانات به سر می بریم و من کماکان سپر نینداخته ام.لا به لای تمرین هایم یک سری شبه هایکو سرودم،متخصصین در این زمینه لطفا به صورت نظر خصوصی فحش بدهند!

 

 

یک

من اعصاب ندارم

دورانداختمش

و کارگر صافکاری برش داشت

دید از اعصاب خودش داغان تر است

دور انداختش

 

 

 

دو

استاد حل تمرین

تو که سایه ام را با تیر می زنی

و خونش را با برگه های کوئیزم پاک می کنی

دیروز سایه ام مرد

امروز می خواهی چه کنی؟

 

 

 

سه

من و بزرگ نما

مصادیق بارز دوری و دوستی

قدر پشگل بز مرا درک نمی کند

اما راست می گوید:

وقتی غمگین و تنها راه می روی

گردنت کج می شود

 

 

 

چهار

 خردمندانه به یک تساوی رسیدم

عمله دانش جوی برق

و دانشجوی برق عمله است

عمله بیل می زند تا اموراتش بگذرد

ما خر می زنیم

+ به تاريخ جمعه ۱۳ دی ۱۳۸٧در ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()