زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

پیش درآمد:

در فراسوی مرزهای تنم تو را دوست می دارم

در آن دور دست بعید

که رسالت اندامها پایان می پذیرد

و شعله و شور و تپش و خواهش ها به تمامی

فرو می نشیند

و هر معنا قالب لفظ را وا می گزارد

چنان چون روحی

که جسد را در پایان سفر

تا به هجوم کرکس های پایانش وا نهد

در فراسوهای عشق تو را دوست می دارم                                          احمدشاملو

 

شنبه:امروز ولنتاینه!یه روز متفاوت و دوست داشتنی...به قول شاهرخ خان توی محبتین باید به معشوقت بگی که دوستش داری، باید یه کار متفاوت کرد.

آره! دانشگاه رو می پپیچونم می رم استخر !

یک شنبه:کار متفاوت دیروز باعث پشیمانی امروز است!می خواستم برم از استادا نمره بگیرم،از پیشونی بلندم دیروز همشو نهایی کردن! فقط آسانسور سواریش به ما رسید... داشتم با بچه ها درد و دل می کردم یادم رفت برم سر آز، هنوز نیومده "سوء پیشینه مند" شدم.

دوشنبه:امروز اربعینه.هر کی واسه خودش رفت یه طرف عزاداری .من موندم و حوضم و بی ناهاری...

سه شنبه:مامان خونه تکونی رو آغاز فرموندن!منی که باید چرخ صنعت این مملکت رو با دستان توانام بچرخونم،دارم رو صندلی تمرین تعادل می  کنم(دیوار می سابم پس هستم) تازه امروز سپندارمزگان -روز عشق ایرانی ها -هستش و هرکی بتونه سه بار پشت سر هم بدون سوتی تکرارش کنه من براش بلیط استخر می خرم که اونم بتونه یه کار متفاوت انجام بده.

چهارشنبه:امروز کوئیز معماری کام داریم.فکر کنم دیگه باید جام شوکران رو بنوشم و برم دانشگاه!باید ملاحظه ی دلتنگی بچه ها رو بکنم...چه بی انصافم که دانشگاه رو از شمع وجودم بی بهره می کنم!

___________________________________________________________________

خاطره نویسی رو رسما خز کردم ،نه؟ملت می گن ما اگه نخوایم اتوبیوگرافی تحفه ای مثل تورو بدونیم باید چی کار کنیم؟؟؟اینم برای ملت:

 

خوش به حال اونایی که عشق به صورت دربست می رساندشان به امکان پرنده شدن.من ماشین مامانمو ور می دارم!

خوش به حال اونایی که از شبنم عشق خاکشون گل شد.بتون ِ منو با آب مقطر درست کردن!

خوش به حال اونایی که عشق در برشان گرفته و تیغ های بال و پرش زخمی شون کرده.من و غرورم سالمیم!

خوش به حال اونایی که عشق آمد و آتش به همه ی عالمشون زد.عالم  ِمن فن کوئل داره!

خوش به حال...ناراحتهمیشه لبریز از عشق باشید!

 

+ به تاريخ چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧در ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()