زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

پیش درآمد:ورزشکاران،دلاوران ،نام آوران

                به نام یزدان پیروز باشید

                سربلند،سرفراز،استوار

                چون کوه باشیییییییید!     

(همون سروده که وقتی تیم ملی به مالدیو گل می زد،می ذاشتن)

هفته ی آینده امتحان شنا دارم . وسط این همه بدبختی و درس و مشق ِ شیکم پاره کن ،دقت کنید:من  امتحان شنا دارم! اینقدر رفتم استخر که حس می کنم می تونم با قورباغه ارتباط فکری برقرار کنم.پوست تنم کنده شد!!!

مامان من تایتل خوبی برای آه کشیدن دارن:چرا تو مسابقات علمی و ورزشی و فرهنگی و هنری مقام نمی آری که من و پدرت بتونیم بهت افتخار کنیم؟!(عجب مایه ی ننگم من!)

یاد جک ِ اون ترکه افتادم که می خواست تو قرعه کشی بانک ، الگانس برنده شه و شب و روز دعا می کرد ولی افتتاح حساب نکرده بود.فکر کنم واسه دل مامان هم که شده باید این روحیه ی تنبل و متوسط گرامو بندازم دور و روحیه ی قهرمانی رو جایگزین کنم.با تشکر از الهه خانوم نویسنده ی کویریات.

ابتدا فکر می کردم دم دستی ترین عرصه همین شناست.الان می بینم با رقبایی سنجیده می شم که رشته ی تحصیلیشون تربیت بدنیه .لذا منی که محض ِ شالاپ شولوپ می رم استخر باید برم جلو بوق بزنم.ببخشید مامان ولی عجالتا برای 20 معدل بیارش می جنگم تا بعد...

 

+ به تاريخ پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸۸در ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()