زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

پیش درآمد:

و تو رفتی و هنوز،

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

حمید مصدق

وقتی  یه غم همیشگی  داری ، ممکنه هر از گاهی به یادش بیفتی و غمگین شی.وقتی یه غم همیشگی داری و چند تا کار سرت آوار می شه ممکنه چند بار در روز آه بکشی و بری تو لک.وقتی یه غم همیشگی داری و چند تا کار سرت آوار شه و اونایی که دوستشون داری یکی یکی برن دور دورا، زودرنج و کم حرف می شی. وقتی همه ی اینا باشه و حس کنی خیلی تنهایی و الان کسی نیست که حالتو بفهمه ، اون وقته که دیگه بغض می کنی ...

تصویر این روزام لگد زدن به یه قوطی پپسی مچاله شده تو یه کوچه ی خاکستریه.

تصویر این روزام دنبال خورشید گشتن تو آسمونیه که هزار لایه ابر داره.

تصویر این روزام چسبوندن پیشونی  ِ داغ به شیشه ی پنجره ایه به یه دیوار سیمانی باز می شه....

خیلی دلم گرفته.اونقدر  که دلم می خواد برم درکه . رو یکی از  تختای کنار رودخونه بشینم.پامو بذارم تو آب.اون قدر سگ لرز بزنم که یا من بمیرم یا دنیا به آخر برسه.

 

 

پ ن:دیبا هم داره می ره بلاد کفر...

+ به تاريخ دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸در ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()