زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

پیش درآمد:

من سنون تک داغا سالدیم نَفَسى

سنده قئیتر ، گوْیلره سال بوسَسى

بایقوشوندا دار اوْلماسین قفسى

بوردا بیر شئر داردا قالیب ، باغیریر

مروّت سیز انسانلارى چاغیریر

 

من هم به چون تو کوه، بر افکنده ام نَفَس

فریاد من ببر به فلک ، دادِ من برس

بر جُغد هم مباد چنین تنگ این قفس

در دام مانده شیرى و فریاد مى کند

دادى طَلب ز مردمِ بی داد مى کند

حیدر بابایه سلام-استاد شهریار

 

 

خب ،من برگشتم.

بهتره بگم  دست از پا دراز تر برگشتم.

خیلی برای بهتر شدن تلاش کردم .اما نشد.

 آرزوهام می دویدند ولی من لنگ لنگان دنبالشون می کردم.اولش موشک ِ انگیزه و امید بودم و اتفاقات ناخوشایند منو لنگ کرد. بزودی ازشون می نویسم.

لذا به سراغ  وبلاگ من اگر می آیید یه جعبه دستمال کاغذی کنار دستون باشه.

 

پانویس:

اول: من آذری نیستم.

دوم:بزودی تغییراتی در ریخت وبلاگ خواهم داد که بدین شرح است:

١_صفحه ی عکاسخانه را حذف می کنم  و اگر  عشقم کشید عکس را ضمیمه ی پست ها می نمایم .

٢_خیلی متمدنانه، زین پس کسی مجبور به شنیدن آهنگ وبلاگ نیست.لینکش را در قسمت گرامافون می گذارم که اگر دوست داشت دانلود نماید.


 

+ به تاريخ یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸در ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()