زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

پیش درآمد:بعد از او دیگه چه می جویم؟

               بعد از او دیگر چه می پایم؟

               اشک سردی تا بیافشانم

               گور گرمی تا بیاسایم

              پشت شیشه برف می بارد......                              فروغ

 

ترم که به آذر رسید، کل سهممون از اون دانشکده ی لعنتی شده بود نیمکت کنار درخت کاج.من بغض می کردم و  از کلاس می اومدم بیرون تو اتوماتیک همونجا میومدی دنبالم.

من:چرا اومدی؟می خواستم تنها باشم.

تو:غلط کردی پس من چیکاره ام؟

من:لااقل تو درسو گوش کن که بعدا بهم یاد بدی.اگه نمره ت کم بشه خودمو نمی بخشم.

تو : بی خیال حالا یه کاریش می کنیم.(دیالوگ همیشگیت)

 سرمو می ذاشتم رو شونت،زر می زدم و گریه می کردم.تو گوش می کردی و امید می دادی.سه چهار تا دستمال کاغذی که خیس می شد و اشکم نیم بند می شد می رفتیم بوفه چایی می خوردیم.هنوز تی بگ رو تو لیوان نزده بودیم چایی تموم می شد.به قول بچه ها این دوتا گلوشون آستر داره!

خواهرت رو نمی بخشم چون زهر نبودنت رو جرعه جرعه به خوردم داد:

فردا میاد.

تا آخر این هفته میاد.

تا قبل امتحانا میاد.

 

نیومدی و امتحانا رو یه کاریش کردی:غیبت صفر تمام!

نیومدی و گریه های منو بیش تر و طولانی تر کردی.

نیومدی و تنها نیمکتمونو بردن.

 

بعد نوشت:بالاخره اومدی.مرسی خدا

+ به تاريخ چهارشنبه ٧ بهمن ۱۳۸۸در ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()