زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

پیش درآمد:

شما راست نوبت بر این خوان نشست    که ما از تنعم بشستیم دست

چو بر سر نشست از بزرگی غبار        دگر چشم عیش جوانی مدار               سعدی

ما ایرانیا منتظریم یه چیزی مد بشه تا دسته جمعی نهایت زورمون رو واسه خز کردنش بزنیم.در دنیای مجازی این موضوع تشدید می شه.

یادتونه زمانی رو که یاهو ٣۶٠ باب شده بود؟ مدام عکس بود و کامنت بازی و بلاگ های درپیت...چیزی که بیش از همه ملت رو به وجد می آورد این بود که برای فوضولی کردن توی صفحه ی اکثر افراد نیازی به ادد کردنشون نبود.تا اینکه یاهو ایران رو از لیست کشورهاش حذف کرد.چون نمی شد از  یاهو٣۶٠ گذشت یه عده  از خدا خواسته آمریکایی شدن،منم چون دوستام می گن شبیه هندی ها هستم، هندی شدم.این وسط یکی از برادرای فرهیخته ی دانشگاه یه حرکتی کرد که حقیقتا خوشم اومد.به جای description نوشت:

location:my beloved country Iran

اخیرا یه مورد دیگه از جوگیری حاد رو دیدم که خندم گرفت.بنده در تراوین  دهکده ی ناچیزی  دارم.یعنی داشتم.موقع امتحانا یه بنده خدایی  مدام به دهکده م حمله می کرد .200 نفر رو به خاک و خون کشید و ساختمونا و معادنم رو تخریب کرد.بعد با پررویی پیغام داده بود که :این چه وضعشه؟یعنی چی یه روز هستی یه روز نیستی؟بازی رو جدی بگیر...

نمی دونم اگه بازیه،جدی گرفتنش چیه؟بعد از مدتی دیدم واقعا وقت رسیدگی به دهکده رو ندارم.اولش خواستم دودستی تقدیمش کنم به دوست جوگیر اما دیدم ممکنه رودل کنه و اکانتم رو حذف کردم.به همین سادگی...

+ به تاريخ دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸در ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()