زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

تو همه ی شلوغی ها دلمو به تو خوش کرده بودم.به باتو بودن.چند بار از چشمم افتادی و دوباره خودتو تو دلم جا کردی.همين طوری الکی خوشم ازت می اومد...ولی تو هيچی نبودی و نيستی.می ندازمت تو ليست سياه.حداقل تا وقتی دوباره برگردی و...

منم بد جواتی عشقی نمی نويسما!

+ به تاريخ جمعه ۱٦ تیر ۱۳۸٥در ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()