زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

می دونی چيه؟

من خسته شدم.از بس واسه تو و تو و تو و اون دل سوزوندم.مگه من بدبخی کم داشتم؟اونوقتا که گريه خوراکم بود کدوم گوری بودين؟با تو هم هستم...اگه شما يه بار به من خوبی کردين هزار بار جوابتونو دادم.قدر شناس هم که نيستين شکر خدا!

ديگه حوصلتونو ندارم.گور گم!

+ به تاريخ یکشنبه ۱ امرداد ۱۳۸٥در ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()