زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

پیش در آمد:ببار ای بارون ببار/بادلم گریه کن خون ببار /در شبای تیره چون زلف یار/بهر لیلی چو مجنون ببار/ ای بارون.....

امروز دومین افطاری دانشگاه بود.یه برنامه ی بسیار جالب انگیز در مورد قرآن داشتن که من یکی با همه ی کج سلیقه گیم لذت بردم.انورشحات انور  و پورزرگری قرائت کردن من تو کارگاه بودم.

بعد یه روحانی اومد سخن رانی کرد به اسم آقای سرلک که جو دانش جویی گرفته بودش و همش شوخی شهرستانی می کرد.ماهم باید می خندیدیم.

بعد اذان بصورت زنده خونده شد و نماز جماعت رو به برق وصل کردن طوری که من با همه ی تبحرم در تندخوانی نماز هشتبلکو شدم

 

در حال حاضر از بس خوردم قادر به تکون دادن دستام نیستم.فقط می خواستم بگم که چه بارون قشنگی داشتیم امروز!اطراف دانشکده هم که مثل پارک لاله می مونه! خلاصه هوا بدجوری دو نفره بود.

دو نفره یعنی من و قمی

+ به تاريخ چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٥در ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()