زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

پیش نیاز  : همانا سرما خوردگی مادر همه ی امراض است.           والده ی مکرمه

خیر سرمان می خواستیم ناپرهیزی کنیم و گوش شیطان کر خرده ای حکمت بیندوزیم،درس ناک!  اما من باب این که ما در هر فقره باید دقیقه ی نودی و بعضا وقت اضافه ای باشیم یک سرماخوردگی ناخواسته و نطلبیده و نامراد، به همه ی نقشه ها و خیال اندوزیمان عنایت کرد و گوش شیطان اعورصفت ، کر که نشد هیچ، گوش و بینی ما هم کیپ شدو منسدد گردید.از دیروز مداوما از بینی ملوکانه چون شلنگ آب جاریست و حلقمان می خارد و دردناک است ، تو گویی جوجه تیغی بلعیده ایم و هر چه اطبا معالجه می کنند صحت حاصل نمی گردد که جز به دست قاهرقهار نگردد!

بالا رو خوندی؟ من مطمئنم که نسبم حداقل از یه سر به پادشاهای مقتدر می رسه مثلا کورش.خدایی دیگه ! مامان می گن احتمالش کم نیست چون کوروش نوه ی آستیاگ پادشاه ماد بوده و اجداد ما هم اون ورا زیاد می پلکیدن. اگه یه کروموزوم هم از این آق کوروش تو وجود ما باشه زهی سعادت! یک مجموعه ی انسانی از عدل و صلح و مهر و اقتدار و آبادگری...اگه این کروموزومه از حضرت علی هم باشه که دیگه چه بهتر!

مثل این که زیادی دارم پرت و پلا می گم.به خاطر تب و لرزه !

+ به تاريخ دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸٥در ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()