زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

پیش درآمد:از خدا جوییم توفیق ادب       بی ادب محروم ماند از  لطف رب                                                                                مولانا (اگه اشتباه نکنم)

همیشه وقتی به حرکات دیگران دقیق می شم، می فهمم یه سری عیب و ایرادها در من و اونا مشترکه و سعی می کنم رفعشون کنم. البته گاهی خود آدم حتی متوجه این اشتباها نمی شه و گاهی حتی نمی دونه اشتباهه. این جور وقتا به خودم می گم :پناه می برم به خدا از شر بی ادبی وحرکات نامناسب!

در رمان های قدیمی خارجی تو مایه های اسکارلت و بلندی های بادگیر و....بچه ها یه معلم داشتن که فقط رفتار کردن رو بهشون یاد می داده.آداب معاشرت، طرز راه رفتن،طرز برخورد با اقشار اجتماع و هزار جور نکته ی ادبی دیگه.چرا راه دور بریم.تو ایران خودمون هم این معلم وجود داشته البته برای شاهزاده ها و اعیان و اشراف.در مورد عوام این وظیفه رو دوش والدین بوده ولی نسل پیش از ما اصراری روی این قضیه ندارن و بعضا خودش هم مخربن.فحشایی که تو خیابون و پشت چراغ قرمزو... رد وبدل می شه حقیقتا وحشتناکه!  طبیعیه که تو این دوره زمونه که بچه ها یا پرستار دارن یا زیر دست مربی های خل و چل مهدکودکا بزرگ می شن و مامان های تپل خانه دار هم بیش تر ترجیح می دن بچه از نظر اندام پرورش پیدا کنه تا رفتار، ادب موضوعی غیر ضروری به نظر  برسه و نسل جدید بویی از ادب نبره. برای مثال حتی در اماکن عمومی بعضی دخترا  ادبیات شرم آوری دارن و به طرز زشتی می خندن و  پسرا که با تمام قوا از فحشای رکیک ناموسی به جای نقطه و ویرگول و علامت سوال در جملاتشون استفاده می کنن و موقع خداحافظی به هم فاک نشون می دن . چند روز پیش سر کلاس یکی از دخترا رفته بود پای تخته و وقتی سوتی داد زبونشو یه جور کریهی از دهنش آورد بیرون که من در اون لحظه بدم نمی اومد تو صورتش بالا بیارم.

خیلی دلم میخواد ادبم رو ارتقا بدم .شما چه راه حلی پیش نهاد می کنی؟ شاید برای شروع مرور دوباره چند باب از گلستان سعدی گزینه ی خوبی باشه .....

 

+ به تاريخ چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٥در ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()