زیر شمشیر غمش رقص کنان بمانید که من رفتم

 

 

 

 

در خیابان های سرد شب

جز خدا حافظ صدایی نیست

من پشیمان نیستم

قلب من گویی در آن سوی زمان جاری ست

زندگی قلب مرا تکرار خواهد کرد...                              فروغ  فرخ زاد

"به نام پدر"  می دیدیم که خبر فوت مشکینی رو زیرنویس کردن.آبجی کوچیکه گفت:نچ نچ نچ!یکی از علائم ظهور امام زمان اینه که علمای دین پشت سر هم می میرن. آره!یکی دو ماه پیش فاضل لنکرانی مرد،بعد حق شناس و حالا مشکینی. بچه که بودم هر روایتی در مورد دجال و خرش و پیرزن نهاوندی و جنگ ها و مرضای آخر زمون و از دم تیغ گذروندن گناه کارا می شنیدم، مو به تنم سیخ می شد.هر بار که زلزله می اومد یا مرشی شایع می شد یا جنگی رخ می داد،دلم می لرزید و به فکر توبه می افتادم.اما الان نمی ترسم.نه از دجال،نه از مرگ سرخ و سفید و نه از دم تیغ گذشتن.دلم می خواد همه چی تموم شه و بره پی کارش. به اندازه ی آدمی که از ابتدای خلقت بشر تا الان زندگی کرده و زجر کشیده  خسته ام.از این که خودمو به هر دری می زنم که این گذشته ی نزدیک رو فراموش کنم،از اشتباهایی که کردم،از بی آرزو شدن خسته ام.زود باشید پایان دنیا رو نشونم بدید که می خوام چشمامو ببندم و برم،کاش آمرزیده!زندگی قلب مرا تکرار خواهد کرد،شاید این بار تو یه کره ی دیگه یا یه کهکشان دیگه یا یه عالم دیگه...

 

+ به تاريخ سه‌شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٦در ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ  به قلم ununoctium  نظرات ديگران ()