ناخوشایندیه سوم و آخر:متاسفم برات ای دل ساده

پیش درآمد:چون سبوی تشنه...از زبان اخوان ثالث بشنوید

دوست داشتن جزو برنامه  نبود. در این زمینه همون قدر پخمه بودم که تو روندن هواپیمای جنگی!حال و روزم مثل تشنه ای  بود که دست خالی  توی شن های روان گودال می کنه تا به خیالش به آب برسه.هرچی بیش تر تقلا می کنه شن ها از کنار دستاش بیش تر گودالو پر می کنن.خسته تر و تشنه تر می شه و از همه بدتر مایوس...

این قانون نانوشته ی طبیعته:زیاد دل شکوندم پس دلم باید زیادی بشکنه.ترجیح دادم خودم بشکنمش تا شاید بعدها بتونم به خودم ببالم که با خرد کردن دلم به جایی که مامان و بابا می خواستن  رسیدم.

 

/ 8 نظر / 25 بازدید
دیدار

لااقل خودت دلت رو نشکون! تو بايد به اونجايی که خودت ميخوای برسی!!!

طنز متفاوت

زیاد دل شکوندم پس دلم باید زیادی بشکنه نمی دونم چی بگم راجع به این قسمت مبهوت

علیرضا

تا توانی دلی به دست آور / دل شکستن هنر نمی باشد. حداقل دل خودتو نشکن. هیچ نوعش هنر نیست. دل خود شکوندن که عین بی هنریه. خوشحالم که آخریشه. ناخوشایندیه رو میگم. ایشالا سریال خوشایندیه شروع بشه و هیچ وقت هم تموم نشه.

negin

فقط برای دل خودت باش

علیرضا

نقش مامان و بابا رو توی این قضیه درک نکردم.

Lithium

توی قانون طبیعت اومده که دقتی دل بشکنی دلت باید شکسته بشه . ولی تبصره هم داره . اینکه خودت دل خودت رو بشکنی قبول نیست . مال من رو که قبول نکردند !!!

افسانه

دوست داشتن همیشه همین طوریه ... بی برنامه میاد ... بی برنامه می ره ... گاهی هم بی برنامه برای همیشه می مونه:) امیدوارم سومیش برای همه پیش بیاد.

حسین

قبل تر ها عادت داشتم از شکستن دل دیگران بشنوم. تازگی‌ها همه انگار یاد گرفتن که بهتره دل خودشون رو بشکنن. تفاوت معناداری داره این دوتا. خیلی مردونه‌ست.