به مناسبت روز جهانی ریاضیات

پیش درآمد:دل چو پرگار به هر سو دورانی می کرد      واندر آن دایره سرگشته ی پابرجا بود                                                            حضرت حافظ

چند وقته یه سری اتفاقات زنجیری(قتل که نه،از اون خوشایند تر،مثل یه دسته قاصدک که با باد می آن به طرفت ) در فضای سه بعدی زندگی من می افته.نمی تونم توصیفش کنم.آروم مثل برخورد انگشت شست و سبابه رنگی مثل پیرهن دختر کردی که تو دامنه ی بیستون می خرامه.فقط همینو بدون : دیگه تابع ثابت نیستم! صعودی شدم! راست دماغمو می گیرم و می رم به سمت بی نهایت! مشتق اول و دومم مثبت شده و مثل دو دست دعا  نگاهم به آسمونه. قدرمطلق نیستم که بخوام یهو برم به اوج و یهو بیفتم تو حضیض...ناپیوسته نیستم که وسط درد و بدبختی یهو شیرجه بزنم تو سلامت وخوشبختی!خدایا منو تا بی نهایت ندیده و نشناخته همین طوری ببر...

 

/ 11 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کامپايلر

با اون اسمت نيازی به اين همه حرف هم نبود....

مرمر

مدرسه که می رفتم رياضی م خوب بود. اما شرمنده!‌الان به حکم چند سال دور بودن از رياضی هيچی يادم نيست:))

گيتار و شعر

سلام...!زيبا بود به شدت!قلمت ميان سراشيبی می غلطد...و يکشنبه!

مژگان

خيلی باحال مي نويسیراستی من فيزيک می خونم البته ارشدخوشحال مي شم بات بيشتر آشنا شم

مهرداد(فرشته های عقيم شده)

سلام اگه مايل ياشين می توينم با هم تبادل لينک کنيم... در مورد نوشته هاتون هم آدم می مونه شاعرانه باهاشون برخورد کنه يا... در هر صورت موفق باشيد.

سارا

سلام خيلی قشنگ می نويسين. راستی می تونم خواهش کنم اهنگ وبلاگتون رو برام ايميل کنين؟ يا لينکشو بدين؟

شيرين

آمين..! قشنگ بود اين پايينيا رو هم خوندم مرسی که سر زده بودی بازم ميام

ماهان

سلام به دوستان عزیز بررسی مسئله مصلوب شدن حضرت عیسی از اناجیل همراه با متن اناجیل در قسمت ادامه مطلب از حضورتان خوشحال می شوم

گلعذار

سلام . فکر می کنم اول بايد نوشته های شما رو به object oriented ترجمه کنم . بعد بخونم تا بفهمم .