زندگي به سبك خيام

پيش درآمد:اگر به جيب تفكر فرو بري سر خويش

                              گذشته هاي قضا را ادا تواني كرد                           مولانا

 

رمضون گذشت و من همون من سابقم(ناخود آگاه به جاي من دوم،واژه ي بد تايپ شد.انگشتام هم مي دونن من بدم!)زندگي افتاده رو دور تند. مي گذره اما اون طوري كه بايد طول نمي كشه و عمق نداره و طعمش حس نمي شه. مثل بازديد سرسري توريست ها  از موزه ي لوور كه در كم تر از بيست دقيقه به بخش هاي مهم و مشهور نوك مي زنن.حس توريستي رو دارم كه وقت  زياد داره ،اما مجبوره اين مدل بازديد رو انتخاب كنه.بي خيال...

من هر چقدر دلم بخواد مي نويسم ، هر وقت دلم بخواد مي نويسم،هر چي هم دلم بخواد مي نويسم!گرچه چند وقته جز جزوه هاي درسي مكتوب تازه اي خلق نكردم.دليلشم نمي دونم!شايد دور تند زندگي و شايد فراخي كاليبر...ياد حرف "دختر ملال آور" تو جلسه ي نشريه ي دانشكده افتادم كه مي گفت:من تعهدي براي ساعتي كار كردن نمي دم ، شايد هميشه  نوشتنمون نياد!!!؟؟؟!!! مي خواستم بگم:مگه  نوشتن جيشه كه بياد يا نياد؟ پس طبق "قاعده ي ملال بانو" بايد آب (كتاب)زياد خورد (خوند) تا جيشت(نوشتنت)بياد.اين وسط بيابيد سن پرتقال فروش ملال آور را...!

عجالتا دلم مي خواد كم بنويسم چون مي دونم همه مثل خودم بي حوصله ن.

 

/ 14 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدرضا

احسنت. طيب الله اون وقت هی بگيد بدم

محسن عاصی

بگذريم از اين که به ما سر نمی زنی و ما همش مهمونتيم. من متوجه نمی شم که تو ماه رمضون چی بايد بشه يا تو چی بايد بشی که نشدی اما با بخش دوم نوشتها يعنی قسمت آب و جيش کاملا موافقم . به پنجشنبه نامه ما هم سر نزدی ٬نزدی. موفق باشی

محسن عاصی

آدرس وبمو یادم رفت بنويسم. باز هم موفق باشی

تنها ترين تنها

۱)کی گفته وبلاگ من انتقاديه؟ ۲)خوش به حال شما که وبلاگ اتنقادی رو خز نکردی!! ۳)با حال می نویسی ۴)من هر چی دوست دارم می نویسم!!دلیل نداره همه با ب طبع شما بنویسن

يک دوست

ادب رو رعايت کنيد

ununoctium

بهش مي گم!!!!همه واس ما شدن اديب الممالك

مترسک

گویا هنوز این جنگ نفت کش ها ادامه داره بابا بی خیال جمش کنین نمی دونم این چه مرضیه که همه گرفتن هیچکس حال نوشتن نداره هر کی هم که می نویسه جز فحش دادن چیزی از توش بیرون نمیاد اگه ماه رمضون نبود می گفتم یه چیزی ریختن تو غذامون

زاکان

گفتم که میام. همیشه خوب مینویسی . هر چقدر اینجا صبوری می کنی در عوض آنجا تو حوری میکنی ! . چند بیتی از بهشت الله گفته ایم ! تو حوری میپسندی یا که غلمان ؟!

گلعذار

دردیست غیر مردن کان را دوا نباشد پس من چگونه گویم این درد را دوا کن

ناقوس

از نوشته هاتون لذت ميبرم.آپ نميکنيد؟