تنها تر از انسان در لحظه ی مرگ...

پیش درآمد:کوچه ها باریکن دکونا بستست                  خونه ها تاریکن طاقا شکستست
                 از صدا افتاده تار و کمونچه                               مرده می برن کوچه به کوچه!
یکی بود یکی نبود.غیر از خودم و خدا هیچکی نبود.وضعیت کماکان همین طوره...فکر می کنم افسردگی موقع امتحانات از برکات الهی ست که نصیب هر دانش جویی نمی شه.نمی دونم علاجش چیه؟کجاست و دست کیه؟ اما دیگه خسته شدم.و آدم خسته چی کار می کنه؟می خوابه! خواب بهاری...حسرت اون داهاتی رو می خورم که شبا فانوس روشن رو جلو در خونش آویزون می کنه ،با پارس سگا خوابش می بره و تا خروس خون مثل خرس می خوابه! با لذت!اما خوابیدن من...جز یه مشت صحنه های بی ربط و پریشون هیچی نصیبم نمی شه و خسته تر از قبل بیدار می شم.مرگ مگر اثر کند!
برام دعا کن...
تا بعد امتحانا خود ضایع کنی تعطیل می باشد!

/ 15 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

سلام بابت لينک ممنون

محمدرضا انبيائي

من هم ترم يک و دو مثل شما بودم. ولی یه بار که درس افتادم٬ ديگه جون سخت شدم.نه که فکر کنين تنبلم نه در حد توانم تلاشمو ميکنم ولی بعضی درسها واقعا سخت و بدقلقن.الان با خیال راحت تری درس میخونم٬فکر ميکنم اينجوری بازده بهتری هم به دست مياد.راستی کتاب آئين زندگی <<ديل کارنگی>> در مورد غلبه بر نگرانی و اينجور مشکلات مسائل جالبی رو نوشته. البته خودم هنوز تمومش نکردم ولی به نظر من کتاب مفيدی اومد. اميدوارم تو امتحانت موفق باشيد.

گلعذار

اين افکاريه که معمولا در شرايط سخت مثل امتحان از سر ميگذره . ژيشنهاد می کنم فعلا روی درس تمرکز کنيد و خودتون رو برای يک مسافرت عالی بعد از امتحانا آماده کنيد .

چينسا

بابا افسرده .... تو احيانا تو فاز مانيک نيستی ؟ بيا پيش خودم بت ياد بدم افسردگيتو چيکار کنی...

هامون

پريشان کن سرزلف سياهت شانه اش با من ! . اگر ترسویی ....،، .. که هیچ ... . اما اگر شیر دلی ،، حرفی میزنی و . اثری از خودت میگذاری . اگر امتحان و اافسردگی تمام شده ....

اگر رد پای دزد سعادت و آرامش را دنبال کنيم سرانجام به خودمان می رسيم. ممنون از اظهار نظرتون.

هامون

خيلی خوب مينوشتی . يادت به خير .